دانلود رمان محکومم به سوختن با لینک مستقیم


قسمتی از رمان محکومم به سوختن

-میسوزم

نگاه اشک آلودم خیره دو جفت چشم خاکستری رنگ رحیم میشه، خنده بلندی میکنه .

-دختر حاج نوید آفرین همیشه با این صدای گرفته حرف بزن، بغض صدات آرومم میکنه.

قطره سمجی از گوشه چشمم میچکه و قلبم فشرده میشه
رحیم اینبار فندک و به انگشتم نزدیک میکنه همون جایی که با دندون های تیزش کاری کرده بود عفونت کنه.

نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم و بعد مدت ها نالـ ه دردناکم بلند میشه.

نگاهی که خیره ام میشه ترس رو به بدنم آروم آروم تزریق میکنه و باعث میشه از ترس قالب تهی کنم، همون لحظه لب های سرخ رنگ خشک شدم و روی هم میزارم و خفه میشم.

-دوست دارم زخمت خون ریزی کنه اما خون ساده نه، میخوام با چِرک بیاد بیرون

لبخند عمیقی میزنه و ادامه میده:

این انگشتتو ببری داخل دهنت و با خون خوشمزه میک بزنی

از این همه نفرت صداش تنم میلرزه و سرم و پایین ميندازم به این فکر میکنم که طعم خون چقدر میتونه چندش و حال به هم زن باشه.

با سرازیر شدن مایع داغ و گرمی با وحشت و درد سرم و بلند میکنم و خیره صحنه روبه روم میشم.

با توجه به انلاین بودن رمان فوق وحفظ حقوق نویسنده با اطمینان از اتصال شما به تلگرام از طریق باکس متصل شوید

مشخصات و اطلاعات فایل