دانلود کامل رمان شیطان معصوم+آدرس کانال تلگرام اصلی نویسنده

رمان شیطان معصوم
قسمتی از رمان »

جلوی آینه ایستادم و شالم رو انداختم روی
سرم و به طرفش برگشتم با سیگاری که تو دستش بود داشت نگام میکرد..
_شب بخیر آق امیر
در اتاق رو بستم نگاهی به پولای توی
دستم انداختم حدود هشتصد تومن میشد..
چه خوش خدمت سریع از اون اتاق از اون خونه دور شدم پولمو گرفتم دلیلی واسه موندن
تو این خونه نبود..من که از اول انقدر پست و رزل نبودم..
منم یه دختر بودم با شرم و حیا ولی نزاشتن رو پیشونیم مهر ه… زدن و من رو از خونه ی خودم انداختن بیرون…
همه منو آدم بده میدونن، پس چرا من بخوام پاک بودن خودم رو واسه یه عده آدم نفهم ثبات کنم؟!!
منم شدم آدم بده که همه اونو طرد کردن…
رسیدم سر خیابون یه دربست گرفتم مقصدش؟!!
هه خونه ایی که با تن … تونستم اجارش کنم،خونه ایی که واسه در آوردن اجارش مجبورم تن ….. کنم
و گرنه میندازنم گوشه ی خیابون و وضعم از اینی که هس بدتر میشه!!
حتما میگین چرا سر کار نمیرم!!
آخه کی به یک دیپلمه کار میده کار هم بده!!

درصورت اتصال به کانال تلگرام نویسنده با توجه به اتصال شما به تلگرام از طریق باکس زیر اقدام نمایید

مشخصات و اطلاعات فایل